چنانچه از دانشجویان مقطع کارشناسی رشته ی باستان شناسی هستید و یا از رشته ای غیر مرتبط قصد شرکت در آزمون کارشناسی ارشد دانشگاههای دولتی را دارید، نیاز مند حصول اطلاع در باره ی منابع مورد نیاز جهت شرکت در آزمون خواهید بود. به همین منظور ما طی این مطلب شما را با عناوین کتب مورد نیاز، نام نویسنده و انتشارات مربوطه تا حد امکان آشنا خواهیم کرد.
جهت مشاهده ی عناوین، روی ادامه ی مطلب کلیک نمائید.
ادامه مطلب
The rock relief discovered in the village of Shamarq, Baghlan
Background
In the winter of 2003 SPACH funded an expedition led by Dr. Jonathan Lee, specialist in Afghan history, to a village on the outskirts of Pul-i-Khumri in order to determine the exact location of a relief sculpture reportedly in the area. Dr Lee had seen photos of the relief prior to this. They were delivered to him by a BBC reporter in London who had been directed to it by Ministry of Information and Culture officials in Baghlan Province earlier that year. Dr. Lee immediately recognized that if the reports of the location of the relief were accurate, it would certainly be of great significance for the history and archaeology of Afghanistan... read more
نقش برجسته ی مکشوفه از روستای شمرق Shamarq ایالت بغلان Baghlan
سابقه:
در زمستان سال 2003 با پشتیبانی انجمن ( گروه ) حامی میراث فرهنگی افغانستان Spach هیاتی به سرپرستی دکتر جاناتان لی Dr. Jonathan Lee ، متخصص در تاریخ افغانستان، به دهکده ای در حومه ی پل خمری Pul-i-Khumri ( واقع در ایالت بغلان افغانستان )، جهت تعیین دقیق محل حجاری هایی که طبق شایعات در آن ناحیه واقع بود اعزام شد، دکتر لی پیش از آن عکسهایی از این نقش برجسته را دیده بود. آنها توسط یک گزارشگر شبکه ی BBC در لندن که به وسیله ی مقامات رسمی وزارت فرهنگ و اطلاعات در ایالت بغلان راهنمایی شده بود به دکتر لی تحویل داده شده بودند.
دکتر لی بی درنگ تشخیص داد که اگر گزارشها از موقعیت آن نقش برجسته به درستی ارائه شده باشند موضوع حتما میبایست برای تاریخ و باستان شناسی افغانستان بسیار پر اهمیت باشد.
دکتر لی در امتداد یک راه خاکی دست انداز راهی دهکده ی شمرق Shamarq تقریبا در فاصله ی 45 دقیقه ای پل خمری ( مرکز ایالت بغلان Baghlan ) شد. پل خمری تقریبا در فاصله ای مساوی مابین محل حجاری و پرستشگاه بزرگ کوشان Kushan که توسط کانیشکا Kanishka در سرخ کتل بنا شده است واقع شده.
حجاری مذکور در فاصله ی چند دقیقه ای از دهکده و بر روی اولین ردیف از سه تراس طبیعی که ساختاری سنگی دارند قرار گرفته است.
دکتر لی که در مسیر در ارتفاع چند صد پائی بالای کوه های پوشیده از برف و در امتداد یک مسیر یخی نامطمئن که گهگاه به سختی یک پا عرض داشت به وسیله ی روستائیان محلی راهنما یی می شد در امتداد مسیر در محل حجاری ها نقش برجسته ی با شکوه سنگی، منحصر به فرد در تاریخ و باستان شناسی افغانستان را در ابعاد شش متر در چهار متر ارتفاع مشاهده کرد.
این نقش برجسته در بین روستائیان مشهور به رگ بی بی (Rag-i Bibi (The Vein of Lady Fatima و بخشی از یک طرز فکر مذهبی بوده است.
پس از تخریب مجسمه ی بودا Bamiyan Buddhas در بامیان این حجاری تنها گونه ی مشهور از نوع پیکر تراشی است که در افغانستان سر پا است و حقیقتا، کم مایه ی تحیر نیست که این اثر برای دنیای بیرون از شمرق پس قرون بسیار ناشناخته باقی مانده است.
بافت ( ترکیب ) صحنه:
این نقش برجسته ی سنگی یک صحنه ی شکار را نمایش میدهد که همانند با نمونه های معروف دیگر از ایران دوره ی ساسانی ( 633-224 .م ) است که در حال نمایش پیروزی ها در لشکرکشی ها است.صحنه دارای یک شخصیت مرکزی، به فراخور بزرگ، بر پشت اسب است، با همراهی دست کم سه نفر که در یک بزم شکار حضور دارند و شاید یک نفر دیگر هم با توجه به بازوی جلو آمده از صحنه در سمت چپ وجود داشته که اکنون تخریب شده است.
چنین بنظر میرسد که حجاری در روزگاران گذشته در اثر زمین لرزه یا مداخله ی انسانی و یا تر کیبی از هر دو خسارت دیده باشد.
متاسفانه قسمت عمده ی سر اسب، پای راست جلوئی و نیم تنه ی پیکره ی سوار کار از بین رفته ( مفقود شده ) است. سر اسب دیگری از پشت اولی آشکار است، اگر چه، فقط آثار روشنی از طرح کلی نیم تنه و سر از جائیکه پیکره از سنگ بیرون آمده باقیمانده است.
پاهای سوارکار ( سوارکار اصلی صحنه ) در سبک زین یکبری ( زین زنانه، هر دو پا در یک سوی زین ) به اسب پیوسته است، پاها با وجود آنیه در هم شکسته اند هنوز نمایان هستند.
طرح کلی موی سر، نزد سوارکار در نوعی سبک شاهانه ی ایرانی، وزنه ی سنگینی در بازشناسی آن به عنوان یک شاه ساسانی است.
در زیر سمهای اسب، حیوانی قرار دارد که به واسطه ی بزم شکار کشته شده بوده، در نگاه اول بنظر میرسد که آن حیوان یک اژدها یا یک حیوان افسانه ای دیگر باشد که با نوعی برآشفتگی ( حالت غضب ) در سمت راست دهان تقویت شده بطوریکه شما آنرا با دهانی پر از دندانهای تهدید کننده می بینید. اما، یک بخش مسطح روی پوزه ی جانور که یک سوراخ پهن در بالا و باریک در پایین به آن پیوسته است و اشاره بر آن دارد که سابقا شاخی به آن پیوسته بوده است، در واقع سوراخهای مشابه بسیاری در بخش های مختلف نقش برجسته یافت می شود که اشاره بر آن دارند که اینطور تزئینات در محصول نهایی و برای فائق آمدن به کمبودها یا محدودیت ها در موادی که می بایست با آن کار می کردند بکار گرفته می شده است، در گوشهای این حیوان نیز همچنین سبک مشابهی می بایست بکار رفته باشد.
تمام بافت نقش برجسته اندود شده و به عمد نقاشی شده بود، بطوریکه در پرداخت نهایی تکه دوزی ها از سنگ غیر قابل تشخیص باشند.
با تصور ( شامل بودن ) یک شاخ، آن حیوان را می توان آشکارا به عنوان یک کرگدن شناسایی کرد. کرگدن، البته، یک چنین دندان های بزرگ و نوک تیزی ندارد، اما اینها می تواند توسط حجار و برای ایجاد یک اثر مهیج اضافه شده باشد، بطوریکه در یک سبک مشابه، یک زبان بیرون آمده از سمت راست دهان حیوان اشاره به مرده بودن آن دارد. بالای این حیوان، قسمت بالا سمت راست صحنه از دید بیننده، نوع مشابهی از جانور در حال گریختن است که فلس ها یا زرهی فلس دار پوشیده شده است، این نمونه در تناسب با پیکر کرگدن دیگر مشابه است اگر چه سر و پای راست جلوی آن از بیت رفته است.
قسمت فوقانی صحنه در اصل به وسیله ی موتیف های معماری حاشیه کاری شده بوده و بخش های کوچکی از آن هنوز دست نخورده در گوشه های سمت چپ و سمت راست بالا موجود است اما بخش میانی آن کاملا تخریب شده.
نیز، نشان رنگ اصلی و اندود در گوشه ی سمت چپ بالا در زیر یک موتیف دستار یا تاج وابسته به حاشیه کاری فوقانی ( موتیف معماری ) هنوز قابل مشاهده است.
حجاری دارای یک ترکیب نادر ( غریب ) محلی و عناصر ایرانی است و چگونگی فاش شدن آن موضوع ( آنچنانکه بیشتر پژوهشها در سرتاسر دنیا عهده ار آن است )در باره ی ارتباط این نقش برجسته با جاه طلبی و ادعای شاهان ساسانی شاپور I & II به توسعه و بسط نفوذشان در افغانستان در طی قرون سوم و چهارم میلادی بسیار جالب توجه خواهد بود.مجید.ض
جهت مشاهده ی تصاویر کافیست کلیک نمائید این تصاویر برگرفته از سایت اینترنتی frantz.grenet.free.fr می باشد.
منبع: این مطلب برگرفته از سایت اینترنتی spach.info می باشد.لطفا منتظر ادامه ی مطلب و تصاویر بیشتر از این نقش برجسته باشید.
بيانيۀ شماره ) 1 (اتحاديه انجمنهای علمی دانشجویان باستانشناسی سراسر
کشور درباره وضع بحرانی میراث فرهنگی ایران
همميهنان ارجمند، خوانندگان گرامي، مدیران و مسئولان كشوري!
آگاهيد كه در این روزها و سالها، میراث و تاریخ و فرهنگ ایرانی از همه سو مورد بیمهری قرار گرفته است. میراث معنوی ما به لطف کاهلی، بی دانشی و بی بهره بودن مدیران ما از آگاهی و معرفت تاریخی در گذشته و حال یکی از پی دیگری به نام و کام دیگران ثبت شده و می شود. ما به عنوان فرزندان این سرزمین با توجه به وظيفه دانشجويي خود و رشته و تخصصمان لازم دانستیم تا گوشه اي ازدغدغههای خود را با ملت ایران، مسوولان و مدیران کشور در میان گذاریم.
1. اکنون روند غارت، ویرانسازی و جعل میراث فرهنگی اين مرز و بوم -در كنار دستبرد به تاريخ و دستاوردهاي معنوي نیاکان ما- صورت دیگری به خود گرفته و پر شتابتر از گذشته پیش میرود. از یک سو، نابود شدن و در خطر قرار گرفتن محوطهها و مجموعههای ثبت شده در ميراث جهاني، محوطه هاي پيش از تاريخ، محوطه هاي تاريخي، محوطه هاي اسلامي، بافت هاي تاريخي شهرها و حراج ميراث فرهنگي ايران را هر روز در خبرها مي شنويم، و از دیگر سو بیتوجهی به میراث معنوی (همچون عدم توفیق در برگزاری سال مولانا عارف بزرگ پارسی گوی ايرانی، و ثبت میراث معنوی برجای مانده از او به نام ایران و نیز کوتاهی در ثبت ”نوروز“ و ”تعزیه“ به نام ایران در فهرست میراث معنوی جهان) همچنین تهاجم برنامهریزی شده به ریشههای تاریخ ایران چه در سطح جهانی و چه متاسفانه در درون کشور از جمله مصادیق تخریب و جعل تاریخ و ناتوانی ما در دفاع از ميراث مادي و معنویمان است.
تمام این موارد و نبودِ برنامهها یا طرحهایی که بتواند با ایرانستیزیِ برنامهریزی شدۀ این سالها مقابله نماید، اعتماد ما را به مدیریت فرهنگی کشور روز به روز کمتر میکند. متاسفانه هر روز برگی بر برگهای تخريب ميراث ما -چه با غارت غيرقانوني آن، چه با تخريب قانوني آن در لفافۀ عمران و چه با جعل آن توسط برخی عناصر خودفروخته- افزوده ميشود. در این روزها نیز اقدام برای آبگيري و راهاندازي سدی به نام ”سیوند“ در منطقهای تاریخی به نام تنگ بُلاغی به نماد مبارزه با بخشي از تاریخ ایران تبدیل شده است.
2. عدم هماهنگي وزارتخانه ها و دستگاه ها اجرايي كشور با سازمان ميراث فرهنگي، آسیبهای هولناکی را به تاریخ و تمدن ایرانی و اسلامی ما وارد آورده و خواهد آورد. به عنوان نمونه هم اکنون وزارت نیرو برنامۀ احداث نزدیک به 400 سد را در نقاط گوناگون ایران در دست دارد که در حال طراحی، ساخت و آبگیری اند. بينديشيم آيا با وضع موجود تمام اين نقاط مورد بررسي باستان شناسانه قرار گرفته اند؟ آيا مسوولين باستان شناس ما از اجراي طرح هاي مختلف وزارت راه با خبر بوده اند و يا از طرح هاي جديد مطلع مي شوند. در مقام کارشناسان و دانشجویان باستانشناسی و میراث فرهنگی این سرزمین اعلام می کنیم برنامه های عمرانی به شكلي كه هم اكنون در كشور اجرا مي شود، لطمات جبران ناپذیری به میراث فرهنگی ما وارد آورده است.
3. یکی از مهمترین موضوعاتی که در این روزها دوستداران میراث فرهنگی را نگران ساخته موضوع آبگیری سد سیوند است. مسوولان وزارت نیرو به گواه مصاحبههای متعدد خود آبگیری سد سیوند را مشروط به ارایه نظر باستانشناسان کرده اند و اکنون با موافقت «سازمان ميراث فرهنگي، صنايع دستي و گردشگري»، سد سيوند واقع در شمال شهر شيراز در منطقۀ تنگِ بُلاغي -ميان دو دشت مُرغاب (پاسارگاد) و مرودشت- افتتاح شده است. در مقام کارشناسان و دانشجویان باستان شناسی این مرز و بوم اعلام می کنیم، به خلاف مسوولیتهای سنگین که در ماههای اخیر به شانه باستانشناسی کشور نهاده شد، مطالعات تنگ بلاغی منحصر به فعالیتهای باستانشناسی نمیتواند باشد. هر چند باستان شناسان که در نجات بخشی آثار تنگ بلاغی بودند، به بهترین شکلی وظایف شان را به انجام رسانده اند. اما متاسفانه هنوز سندی مبنی بر انجام مطالعات حفاظتی، زمینشناسی، ژئومورفولوژی، مردمشناسی، مطالعات اجتماعی، اقتصادی و بویژه زیست محیطی در اختیار متخصصان و پژوهشگران قرار نگرفته است. دستور آبگیری سد سیوند در حالی صادر شده است که «پژوهشکده حفاظت و مرمت آثار تاریخی» هیچ مطالعه ای درباب تبعات منفی آبگیری این سد بر مجموعه آثار پاسارگاد انجام نداده و سکوت غیرمسوولانه ای در پیش گرفته است. آيا طرح این موضوع که در صورت بروز آسیبهای رطوبتی بر مجموعه آثار پاسارگاد، دریاچه سد سیوند خشکانده می شود، پاسخ قابل قبولي است؟
تاکنون ادلۀ چندی از سوی پژوهشگران در باب نادرست بودن آبگیری سد سیوند بیان شده است: مواردی همچون رطوبت و تهدید پاسارگاد، بحث منابع طبیعی بلاغی، مباحث زمین شناسی اما با توجه به فعاليت هاي جديد باستان شناسانه صورت گرفته ، تنگ بلاغی جزئی از یک مجموعه بزرگ هخامنشی است. کاوشهای اخیر باستان شناسی منجر به کشف کاخی هخامنشی (مربوط به دوره داریوش اول) شده است. بررسیهای اخیر باستان شناسی نیز حاکی از آن است که سد سیوند بر روی یک «بند» دوره هخامنشی احداث شده است. این یافته ها نشان می دهند که تنگ بلاغی زنجیرۀ ناگسستنیِ دو مجموعۀ جهانی تخت جمشید و پاسارگاد است. تنگ بلاغی همچنین شاهراه باستانی دو مرکز عمدۀ دوره هخامنشی یعنی پاسارگاد و تختجمشید است. مدفون کردن اين محوطه در زیر خروارها آب و رسوب در واقع وارد آوردن آسیب جدی به «منظر فرهنگی» آن دو مجموعۀ جهانی است. متاسفانه مسوولان وزارت نیرو بدون آنکه منتظر انتشار نتایج پژوهشها باشند، بلافاصله شروع به آبگیری این سد نموده اند. در اولویت نخست باید به مسالۀ «حریم منظری» و «منظر فرهنگی» تنگ بلاغی اندیشید، و بعد درباره آسیبهای رطوبتیِ مجموعه آثار پاسارگاد -که البته بسیار هم مهم و جدی است- بحث کرد. مسوولان وزارت نیرو بر این امر که کاخ هخامنشی تنگ بُلاغی در 100 متری دریاچه سد قرار دارد و زیر آب نمی رود، اصرار می کنند. اما آیا سازندگان این اثر تنها تا صد متری آن رفت و آمد داشته اند؟ تنگ بُلاغی میراثی پایانناپذیر است، اما کارکرد سد سیوند بیش از چهل سال نمیتواند باشد. سازمان میراث فرهنگی می تواند از تنگ بلاغی به عنوان نقطه درخشان کارنامه خود سود جوید و این منطقه مهم تاریخی، زیبا و خوش آب و هوا را به یکی از مهمترین محوطه های گردشگری ایران مبدل کند. یافته شدن آثاری از هزاره پنجم پیش از میلاد مسیح، وجود یک روستای هخامنشی، فرضیۀ «شکارگاه» و «پردیس» بودن تنگ بلاغی، یافته شدن چند ساختار مهم معماری از دوره هخامنشی، یافته شدن سازههای متعددی از تولید نوعی اشربه و موارد ديگر بر غنای مدارک باستان شناسی این منطقه تاکید می نماید. می توان با مطالعه گسترده تر و با بازسازی برخی از آنها، علاوه بر تكميل مطالعات باستان شناسي در فرصت مناسب، رونق گردشگری این منطقه را تضمین کرد. در مقام کارشناسان و دانشجویان باستانشناسی و میراث فرهنگی این سرزمین، آبگیری سد سیوند را کاری غیرکارشناسی می دانیم که با منافع ملی، فرهنگی، اقتصادی و اجتماعی ما در تضاد است.
در سالی که ضربات سنگینی بر ضد فرهنگ و تمدن ایرانی و اسلامی ما وارد شده و مسوولان کشور نیز اعتراض و نگرانی خود را اعلام داشته اند، در سالی که مقام معظم رهبری، آن را «سال اتحاد ملی و انسجام اسلامی» نام دادهاند، نابود کردن بخش مهمی از تاریخ و میراث فرهنگی این مرز و بوم گناهی نابخشودنی و ناشی از بیخبري از تاریخ ملتی بزرگ است. سیوند هنوز یک سد است تا فرصت هست از تبدیل آن به لکۀ ننگی در تاریخ مان جلوگیری کنیم.
منبع: این مطلب برگرفته از وبلاگ انجمن علمی باستان شناسی دانشگاه شهر کرد است که با کسب اجازه از مدیریت محترم آن وبلاگ در اختیار دوستان قرار گرفته است.مجید.ض
Italian Archaeological Mission in Old Nisa
The Nisa Expeditions
نسا ( Nisa ) :
قدیمی ترین محل سکونت پارت ها ( اشکانیان ) که تا کنون یافت شده در شهر نسا یا پارتا نیسا که فاصله ی چندانی با اشکاباد امروزی ( پایتخت ترکمنستان ) ندارد قرار گرفته است. ( هرمان، جورجینا؛ تجدید حیات هنر و تمدن در ایران باستان، ص 34 ).
کاوشها در این محوطه توسط روسها و به سرپرستی مارشچنکو در 1930 آغاز شده و بعدها توسط پروفسور ماسون با همراهی هیات ترکمنستانی پیگیری شد، بر اساس این کاوشها شهر را متشکل از دو قسمت دانسته اند که قسمت شمالی آن را به عنوان بخش مسکونی شهر با نام نسای نو و قسمت جنوبی را به نام نسای کهنه نامگذاری کرده اند.
شهر سفلی ( نسای کهنه ) محصور و ارگی ( دژی محصور ) است که بیرون حصار شهر و روی تپه ای کوچک بنا شده، این ارگ ( دژ ) طبق لوحی گلی که در آن پیدا شده مهرداد کرت نام داشته و توسط مهرداد اول ساخته شده است. دیوارهای ستبر استحکامات بین 20 تا 25 متر ارتفاع و پنج متر ضخامت داشته و با استفاده از گل ساخته شده بوده که نمای آن را آجر می پوشانده. روسها در داخل ارگ تعداد ی بنا از جمله یک کاخ، بنایی موسوم به " خانه ی مربع " و تعدادی معبد ( ازجمله معبد دایره ) کشف کردند. اتاق اصلی کاخ تالار ستونداری به مساحت تقریبی 20 متر مربع است که سقف آن با استفاده از تیر های چوبی بزرگ روی چهار ستون بزرگ چهارترک که در واقع اتاق را به سه راهرو تقسیم کرده بود ایجاد شده بود ... ( همان؛ ص 35 ).
حفاری های نسا
پس از این مقـدمه ی کـوتاه خلاصـه ی گـزارشـهای هفـت فـصل حـفاری هـیات ایتالـیایی دانشـگاه توریـن را به صـورت ترجـمه شـده از سـایت اینـترنتی www.parthia.com طی یک سری مطالب دنباله دار برای شما ارائه خواهیم کرد.
مقدمه ی کاوشهای هیات ایتالیایی:
اولین ماموریت دانشگاه تورین ایتالیا در محوطه ی باستانی نسا ( در تلفظ فارسی با فتح نون صحیح است ) به سال 1990 صورت گرفت که هدف این ماموریت ( و ماموریت های های بعدی ) تهیه ی یک نقشه ی جامع موضع نگاری ( topographical ) از نسای کهنه به منظور آگاهی یافتن از رابطه ی میان هر یک از بناهای واقع در درون استحکامات بخش جنوبی محوطه ی باستانی نسا بوده است.
هیات ایتالیایی در سال 1996 جهت بررسی نتایج حفریات هیات روسی اقدام به حفاری در تالار دایره شکل نموده، و در حفریات خود یک چهره ی سفالین از سر مهرداد اول یا دوم را بدست آورد، این سردیس که اکنون در موزه ی تاریخ اشکاباد ( ashkabad ) در معرض نمایش قرار دارد در اواخر سال 2000 میلادی توسط پرفسور آنتونیو اینورنیزی (Antonio Invernizzi ) از دانشگاه تورین (University of Turin ) انتشار یافت. بنابراین از سال 1990 تا 1999 هدف هیات ایتالیایی معطوف به تهیه ی یک نقشه ی کلی از نسا و کار بر روی تالار دایره شکل بود. نتایج آن حفریات در نشریه ی Mesopotamia انتشار یافته است. کاوشهای نسا که بوسیله ی گروه هایی از ملیت های بسیار انجام شد نتایج مهمی از نظر یافته های باستان شناسی داشت که به دانسته های ما از اشکانیان افزود.
Mesopotamia : عنوان نشریه ای علمی است که توسط دانشگاه تورین منتشر شده و حاوی مقالات ارزشمندی در رابطه با دوره ی اشکانی است.مجید.ض
منتظر ادامه ی این مطلب باشید.
به اطلاع دوستان وهمراهان همیشگی وبلاگ می رسونم که از امروز دو لینک جدید به بخش آرشیو موضوعی اضافه شده و تعداد پست های صفحه نخست نیز به پانزده پست تغییر کرده، بنابراین شما از این پس می توانید مطالب گذشته رو در لینک های آرشیو موضوعی پیدا کنید، این دو لینک جدید عبارتند از: راهنمای وبلاگ که منعکس کننده ی موضوعات داخل اعضای گروه و راهنمائیهای لازم است و محوطه های باستانی و سایت های اینترنتی که مربوط به معرفی سایت های معتبر اینترنتی در زمینه ی باستان شناسی فرهنگ های غیر ایرانی است.
نکته:
منظور از تغییر پست ها به پانزده پست در صفحه ی نخست این است که با اضافه شدن هر متن جدید به وبلاگ، مطلب ( پست ) موجود در انتهای صفحه ی وبلاگ از صفحه ی نخست حذف و به داخل آرشیو موضوعی مربوطه منتقل شده و از آن پس در میان مطالب آرشیو شده قابل پیگیری است.
آفات و حشرات موزه ای ( بخش سوم )
در آخرین بخش ارائه شده ی مطلب حاضر اندکی با خانواده ی بیدها آشنا شدید و حال خواهیم کوشید تا در حد امکان شما را با مهمترین اعضای این خانواده، چرخه ی زندگی، نوع تغذیه، و آسیبها و تهدیدات هر یک از آنها آشنا کنیم.
بید بادام ( Almond Moth )
این بید با نام علمی ( Ephestia Cautella ) شباهت زیادی به یک نسخه ی کدر و تیره از بید آرد ذرت ( Indian Meal Moth ) یا بید آرد مدیترانه ای ( Mediterranean Flour Moth ) دارد اندازه ی بالی در حدود 14_20 mm داشته و بیشتر مایل به تغذیه بر روی غذاهای خشک و موادی مانند آجیل، بذر ها و دانه ها از همه ی انواع آن و همچنین خشکبار است. ( تصویر شماره ی 1 )
چرخه ی زندگی: در این گونه، بید ماده حدود 14 تخم را در درون یا پیرامون منابع غذائی بالقوه می گذارد و لاروها پس از گذشت 4_8 روز از تخم خارج می شوند. دوره ی نوزادی وابسته به شرایط محیطی حدود 64 روز به طول می انجامد و چرخه ی کامل زندگی این بید در 82 روز اتفاق می افتد.
تله گذاری و جایابی تله: نوع نر بید بادام به شدت نسبت به طعمه های دارای فرومون ( pheromone : ماده ی شیمیائی حاصل از بدن موجود زنده که در میان حشرات موجب جذب جنس مخالف می شود ) واکنش نشان داده و جذب آن می شود، در حال حاضر طعمه های آماده ای از این نوع را به سهولت می توان در بازارهای جهانی یافت، این نوع از طعمه ها را می بایست در امتداد دیوارها یا جائی روی طاقچه ها آویزان و یا در داخل کشو های نگهداری مواد نصب و از آنها استفاده نمود.
نکته:
ذکر این نکته لازم است که این تله های آماده خود دارای انواعی هستند بطوریکه برخی از آنها به صورت طعمه های خوراکی، برخی به شکل طعمه های چسبناک و برخی به صورت طعمه های تماسی و یا انواع روشهای دیگر عمل می کنند، این شیوه ی مقابله با حشرات موزه ای در مقایسه با روش هائی که در گذشته و حتی شاید امروزه به شکل گرد پاشی و بخاردهی به وسیله ی انواع سموم و آفت کشها انجام می شده و به احتمال فراوان هنوز هم مورد استفاده ی ما می باشند محاسن فراوانی دارد که شاید بتوان از آن جمله سهولت در استفاده، کنترلی بودن این نوع از تله ها، بی خطر بودن آن برای کاربران و در مهمترین حسن، عدم تاثیر سوء بر روی مواد موزه ای را نام برده و از آن یاد کرد، فراموش نکنیم در زمینه ی استفاده از سموم در هر صورت ما مجبور به بهره گیری از مواد شیمیائی هستیم که خود در طولانی مدت علاوه بر مقاومت پذیری از سوی حشرات می توانند موجب تغییرات و آسیبهائی در ظاهر و یا بافت اشیاء موزه ای شوند، و البته کتمان پذیر نیست که در موارد استثنائی که موزه ها با هجوم گسترده ی آفاتی از این دست روبرو هستند شاید بهترین را حل، استفاده از همان شیوه های گذشته باشد.(تصاویر شماره ی 2 & 3 )

بید غله ی Angoumois ( Angoumois Grain Moth )
این بید همه گیر با نام علمی ( Sitotroga Cerealella ) اولین بار به عنوان خورنده ی مغز دانه ها در استان آنگومویس فرانسه شناسایی شده و نامش بر گرفته از آن میباشد،این بید بسیار متفاوت از دیگر انواع بیدهای وابسته به غذاهای انبار شده است چراکه اقدام به خوردن مغز دانه ها از داخل دانه می نماید،نوزاذ این بید سوراخی درون دانه سفته و ورودی آن را با نوعی تار ابریشمی محکم می بندد، لبه ی باله های نوع بالغ این بید دارای ظاهری پرزدار است که از مشخصه های این گونه به شمار می آید.( تصاویر شماره ی 4 & 5 )
تصویر شماره ی 4
تغذیه:نوزاداین بید دانه های مرطوب را ترجیح داده و از مغز جو، چاودار ( گندم سیاه )، ذرت، جو دوسر ( جو صحرائی )، گندم، برنج و بذر حبوبات سالم تغذیه می کند.
چرخه ی زندگی: نوع ماده ی این بید بین 40_300 تخم را درون و یا پیرامون دانه ها و حبوبات سالم می گذارد، نکته جالب اینجاست که این بید قادر است تا در درجات نسبتا پائین دما فعال باقی بماند.
تله گذاری و جایابی تله: نوع نر این بید به شدت مجذوب طعمه ها ی فرومون دار می شود، این طعمه ها را می توان در امتداد دیوارها و روی طاقچه های محل ذخیره ی منابع غذائی آویزان و یا درون کشوهای نگهداری مواد نصب و از آنها استفاده کرد.مجید.ض
این مطلب ادامه دارد.
First Toolmakers
مطالعه تکامل تدریجی تکنولوژی بشر نقش مهمی در بازسازی زندگی بشر اولیه ایفا میکند. مشهورترین ابزارهای سنگی اولیه به عنوان الدوان تشریح می شوند .این نام برگرفته از جرج الداوی است . ابزارهای الدوان انهایی هستند که توسط تکنیک تراشه کردن ساده تولید می شدند.از یک سنگ صاف گرد شده استفاده می شد به عنوان چکش جهت جدا کردن تراشه های لبه دار تیز از سایر پاره سنگها و سنگریزه ها که معمولا از جنس کوارتز و یا بازالت بودند.
انسانهابا کمک این ابزارها می توانستند برای پاره کردن لاشه های حیوانی و جدا کردن گوشت از استخوان .شواهدی از یکی از محلها در افریقای شرقی خبر می دهد که ابزارهای سنگی از نوع الدوان به خوبی ساخته شده بودند در حدود3/2 میلیون سال قبل.
در حال حاضر مطلعیم که ابزارهای اولیه شامل ساطورهای ساده تراشه ها و ابزارهای برنده هستند که از محلهایی در زهکشی های گونا در منطقه هادار در اتیوپی با قدمت حدود6/2 _ 2/5 میلیون سال یافت شدند. همچنین از هادار یک استخوان ارواره از فسیل بشر اولیه که تاریخ گذاری ان به حدود 3/2 میلیون سال قبل باز میگردد بدست امد. این ارواره در ارتباط با مجموعه کوچکی از بازالت و چرت(نوعی سنگ) و مصنوعات دستی که پیوند میدهددانسته های اولیه ما را میان ابزارهای سنگی و انسانهای اولیه. ادامه دارد...
منبع : the atlas of world archaeology
The Parthian Empire
The Parthian Empire is a fascinating period of Persian history closely connected to
امپراطوری اشکانی :
امپراطوری اشکانی یکی از جذاب ترین دوره های تاریخی ایران ،تقریبا در مجاورت یونان و روم بوده است،که از 247 پ.م تا 228 .م در ایران باستان حکمرانی می کردند،اشکانیان با مغلوب ساختن جانشینان اسکندر،سلوکیان،خاور میانه و جنوب غرب آسیا را فتح کرده ، بر جاده ی ابریشم تسلط یافتند و ابر قدرتی شرقی را بنیان نهادند.
امـپراطـوری اشـکانی عظـمت امـپراطوری هـخامنشی را احـیا و با قـدرت روم در غرب برابری کرد. اشکانیان در زمان اوج قدرت خود سرزمین هایی شامل کشورهای کنونی ایران، عراق،ترکیه، ارمنستان، گرجسـتان ، آذربایجان ، ترکمنستان ، افغانسـتان ، تاجیکسـتان ، پاکسـتان، سـوریه،لبنان،اردن،فلسطین،وفلسطین اشغالی را تحت تسلط داشتند.
در این نوشتار خواهیم کوشید تا با استفاده از منابع بر گرفته از سایت اینترنتیParthia.com شما را تا حد امکان با فعالیتهای باستان شناسی اشکانی آشنا کنیم و به همین منظور مطالبی اگرچه محدود ولی مفید را پیرامون کاوشهای باستان شناسی شهر اشکانی نَسا ((Nisa که روزگاری به عنوان پایتخت اشکانیان شهری آباد بوده و اکنون در مجاورت اشکاباد پایتخت ترکمنستان کنونی قرار دارد برای شما ترجمه و همراه با تصاویری از سایت یاد شده ی فوق به شما عرضه خواهیم کرد.مجید.ض
این مطلب به صورت دنباله دار ارائه خواهد شد پس منتظر مطالب آینده ی این بخش باشید.
سایتی که همکنون قصد معرفی اونرو به شما دوستان دارم یکی از مفیدترین منابعی هست که می تونه شما رو در رابطه با شناخت بهتر دوره ی اشکانی راهنمائی و هدایت کنه،شما در این سایت به فهرست مطالبی شامل:
بر خواهید خورد،برای بازدید از این سایت کافیست بر روی لینک های فوق و یا تصویر زیر کلیک کنید.مجید.ض
آفات و حشرات موزه ای ( بخش دوم )
اگر بخش اول مطلب حاضر را که پیشتر در همین وبلاگ تحت عنوان موزه و موزه داری ارائه شد مطالعه کرده باشید حتما به خاطر دارید که پس از تقسیم بندی آسیبهای اشیاء موزه ای به دو دسته ی تهدید های زیست محیطی و انسانی، تهدید نوع اول یعنی تهدیدات زیست محیطی را در شش گروه دسته بندی نمودیم که یکی از این شش گروه موضوع حشرات موذی را شامل می شد.
اکنون پس از مرور کوتاهی به مطالب گذشته به تقسیمبندی این حشرات و معرفی یک به یک آنها خواهیم پرداخت،شاید بر اساس تقسیمات متداول در بین حشره شناسان بتوان حشرات موزه ای مطرح در این بحث را به سه گروه یا خانواده شامل:
-
بیدها ( Moths )
-
سوسکها ( Beetles )
-
و گروهی که به سبب برخی ویژگی ها در دو گروه یاد شده نمی گنجند مانند برخی حشرات پرنده دسته بندی نمود.
بیدها ( Moths )
بیدها از جمله حشرات بالدار بسیار خطرناکی هستند که در صورت بی توجهی به اشیاء انبار شده ممکن است تنها زمانی از حضور آنها باخبر شوید که دیگر کار از کار گذشته است چرا که اغلب فقط زمانی به حضور آنها حساس می شویم که حشره مرحله ی نوزادی خود را که خطرناکترین مرحله از لحاظ آسیب رسانی است به پایان برده و به بلوغ رسیده است و در این مرحله از تغذیه بازمانده و تنها به تخم گذاری می پردازد.این حشره در مرحله ی نوزادی با ولع بسیار به تغذیه از منسوجات و فراورده های پروتئین دار مانند پارچه های پشمی،چرم و خز و ... پرداخته و پس از طی مراحل شفیره گی به یک بید بالغ تبدیل شده و آماده ی آغاز چرخه ی جدیدی از زندگی کوتاه و در عین حال تاثیر گذار خود می شود و البته تاثیر گذار از آن رو که این حشره در روند زندگی خود در اکوسیستم های طبیعی نه یک خطر که یک نیاز طبیعی و مهم تلقی میشود.مجید.ض
منتظر ادامه ی مطلب و پیگیری آن با معرفی اعضای خانواده ی بیدها باشید.






